تبلیغات
فداییان سید علی - همت همت،مجنون...

فداییان سید علی
 
تاریخ ارادت ما به سید علی،تا نفس هست اعتبار دارد
بسم الله...

همت همت،مجنون...
همت همت،مجنون...
همت همت،مجنون...حاجی چرا جواب نمیدی؟
نکنه دیگه نمیشناسی؟منم...مجنون
خاک پاتون،عاشق دیوانه وار راهتون،شیفته ی شهادت...حاجی منم!
به گرد وخاک چهرم نگاه نکن حاجی جان،به قرمزی چشام خیره نشو...میشناسی
منم...
همون فدایی همیشگی شما
اگه میبینی این همه غبار خستگی نشسته به جونم،واسه عملیاتای پشت همه،واسه پاتک های سنگین دشمن...واسه یه ریز دویدن واستراحت نکردن
اخه این چند وقته نامردا پشت هم شیمیایی میزنن وبمباران میکنن...فرمانده هم که...
خیلی تنهاس حاجی،کلی جاسوس دورمونو گرفته،خودی ودشمن معلوم نیست،حق ونا حق نا مشخصه...دینمون شده مثل یه گوله آتیش کف دستمون
فرمانده هرروز واسه توجیح نقشه های عملیات بچه هارو صدا میزنه،اما...انگار کسی نیست لبیک بگه!؟
آره حاجی...فرمانده خیلی تنها شده وبچه ها خیلی ناراحتن
هرشب صدای پاشون که واسه نماز شب بلند میشن وبا گریه وناله تو قنوتاشون دعای فرج میخونن به گوشم میرسه.
حاجی همین چند وقت پیش محاصره رو تنگ تر کردن،اسیرامون زیاد شدن
همه خواهر،برادرا دارن قیچی میشن،این شیاطین پشت هم شیمیایی میزنن
خیلی به بچه ها تذکر میدیم،ولی انگار فایده نداره...!
ولی همت جان...
اینجا شیمیایی ها دیگه بوی گیاه نمیده،اینجا هوا اشباع شده از بوی گناه!آره حاجی...
این گرد وغبار خستگی چهرم واسه از دست رفتن جووناس،واسه از دست رفتن فرهنگ واقتصادم،واسه پرپر شدن نخبه های وطنم
اینجا هوا نفس گیره...انگار آسمونم دیگه باهامون قهر کرده ونمی باره،اینجا پر از ریزگرد های گناه ست
گاهی که چادرم خاکی میشه
ازطعنه های مردم شهر
یاد چفیه های شما می افتم که برای چادری موندنم خونی شدن ومن با افتخار اسلحم رو این بار محکمتر در دست میگیرم وبا احترام روی سرم میذارم...
حاجی اینجا وضعیت وخیمه
مصر از هم پاشیده
یمن به هم ریخته
ملک عبدالله رفت به درک
عراق وسوریه درگیر پیروان معاویه
جهان در حال تحول،اما...
نمیدونم دعوت جوانان اروپا وامریکا به اسلام از طرف فرمانده چه معنی میده؟
شاید کسی در راهه؟شاید نزدیکه؟شاید...
این چند وقت هی میگم علی(ع)غریب بود ومردم اون زمان رو لعنت میکنم
میگم حسین(ع)غریب بود ولعنت میکنم مردمان اون زمان رو...
حاجی نکنه روزی آیندگان بگن مهدی(عج)غریب بود ولعنتمون کنن؟
برادرا!
از اون بالا حواستون به ما فداییا باشه ها...
.
.
همت همت،مجنون...برادر صدامو داری؟

ای بابا...
مثل اینکه باز موج بیسیم دلم گرفت!




بسم رب الشهدا والصدیقین...
سلام خدمت همسنگران وهمراهان همیشگی عزیز
این اصطلاحاتی که بنده نوشتم از جمله اصطلاحات رزمنده ها در جبهه های جنگ
واز جمله لقب هایی بود که رزمنده ها در جبهه به هم میدادن
(لطفا بخونید...جالبه!!)

کیک دسته(کنایه):رزمنده ای کم سن وسال وبانمک که هم شیرین کاری میکرد وهم بسیار بازیگوش بود

ماهی گیر(کنایه):رزمنده هایی که همیشه تو غذاها دنبال گوشت میگشتن

نارنجک دستی(کنایه):سیب زمینی پخته که بچه ها سمت هم پرتاب میکردن

نامرد:خمپاره60که هیچ صدایی نداشت ویک دفعه کنار سنگر ها ورزمنده ها فرود می اومد وترکش های زیادی مینداخت

بالین برادی(کنایه):*شونه ی رزمنده ها*...وقتی که رزمنده ها چند شب نمیخوابیدن وبسیار خسته بودن،سرشون رو روی شونه ی همدیگه میذاشتن وخوابشون میبرد

ریو ریو(کنایه):رزمنده هایی که اهل ریا وتظاهر بودن

شماره تلفن خدا رو یادداشت کن(کنایه):یادآوری کردن نماز به همدیگه...24434(کنایه از نماز های روزانه)

تک تیر انداز(کنایه):حاضر جواب

نفربر(کنایه):دمپایی!

نفربر زرهی(کنایه):پوتین

دکمه ی اخلاص(کنایه):*دکمه ی آخر یقه*...رزمنده هایی که دکمه ی آخر لباسشون هم میبستن

بی ترمز(کنایه):راننده های لودر وبولدوزر

خدمه ی کادیلاک:رزمنده هایی که به قاطر ها رسیدگی میکردن!

شکلات پیچ(کنایه):شهدایی رو که جنازه های مطهرشون رو داخل کیسه نایلون میذاشتن ودو طرفش رو مثل شکلات میپیچوندن

نخود در آش ریختن(کنایه):پرحرفی کردن

اتوبوس جهنم(کنایه):گلوله ی توپ دشمن

اتوبوس بهشت(کنایه):گلوله ی توپ خودی

هیکل عقیدتی(کنایه)به هیکل رزمنده ایی میگفتن که بسیار نحیف ولاغر بود،وزیاد عبادت میکرد

22اسفند،روز شهید،گرامی باد












نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اسفند 1393 توسط فدایی سید علی