تبلیغات
فداییان سید علی

فداییان سید علی
 
تاریخ ارادت ما به سید علی،تا نفس هست اعتبار دارد
بسم الله...

همسنگران عزیزم سلام

اول از همه خیلی معذرت میخوام بابت اینکه بی خبر گذاشتم رفتم و میدونم از دستم شاکی شدید که چرا به وبلاگ های قشنگتون سر نمیزنم!
دلم برای این فضا وهم صحبتی با شما خییییلی تنگ میشه،همین الانشم خیلی شده!
این یه سال خیلی چیز از تک تکتون یاد گرفتم مخصوصا دوستانی که همیشه مثل یک خواهر همراهم بودن...
سارای عزیز...
محدثه جون...
فاطمه خانوم گل!
مهدیار...
فاطمه سادات!!
و....همه و همه...
ازتون فوق العاده ممنونم!
دلم براتون خییییلی تنگ میشه

به مدت یک سال نیستم!
دیگه کنکور و این حرفا!!...
برای من وهمه ی دوستانی که کنکور دارن دعا کنید!
بعد کنکورم برمیگردم!!
فراموشم نکنید!!!..ان شاالله که میرم و دکتر برمیگردم
فقط برام دعا کنید،زیااااد

دوستدار همه ی شما نحن صامدونی ها
فدایی سید علی
نحن صامدون
یاعلی




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1394 توسط فدایی سید علی
بسم الله...

, از دانایی پرسیدم
نظر شما در مورد مولا علی ع چیه؟
ایشان پرسید : بهترین مکان کجاست ؟
گفتم : مسجد
پرسید : بهترین جای مسجد کجاست ؟
گفتم : محراب
پرسید : بهترین عمل چیه؟
گفتم : نماز
پرسید : بهترین نماز ؟
گفتم نماز صبح
پرسید : بهترین قسمت نماز؟
گفتم: سجده
پرسید : بهترین قسمت بدن ؟
گفتم : سر
پرسید : بهترین قسمت سر ؟
گفتم پیشانی
پرسید : بهترین ماه؟
گفتم رمضان
پرسید : بهترین شب؟
گفتم شب قدر
پرسید : بهترین نحوه مردن ؟
گفتم شهادت
آنوقت به من گفت :
مولا علی در ماه رمضان در شب قدر در مسجد در محراب مسجد ،
در حال نماز ،
نماز صبح در سجده نماز فرق مبارکش شکافت !
پ.ن:یعنی هنوز مات و مبهوت این نتیجه گیری بسیار زیبا هستم‌
هدیه کنید به پیشگاه مقدس امیرالمؤمنین حضرت علی ابن ابیطالب ع صلواتی بر محمد و آل محمد




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 تیر 1394 توسط فدایی سید علی
بسم رب الشهدا...
نامه غواص ها به مسئولین

قرار بود ما زیر آبی برویم تا ایران آزاد و سربلند بماند
شما زیر آبی میروید که چه بشود؟؟؟؟

وقتی رفتیم... رییس جمهور در خیابان بهارستان زندگی میکرد
وقتی برگشتیم ... رئیس جمهور تا خیابان بهارستان هم به استقبال مان نیامد

وقتی ما میرفتیم شما هم گاهی در جبهه ها به ما سر میزدید
امروز که برگشتیم حتی زحمت نکشیدید در همین تهران به استقبال مان بیایید

وقتی ما رفتیم تمام ایرانی ها از نخبه و سیاست مدار و پزشک و.... به ایران بازمیگشتند
امروز که برگشتیم دیدیم هر ایرانی که میتواند از کشور فرار میکند

وقتی ما رفتیم فقط شهید رجایی به آمریکا سفر کرد و آن هم برای دفاع از حقوق ایران و ایرانی
امروز که برگشتیم شنیدیم مد شده مسئولین همراه خانواده به آمریکا سفر میکنند و پای مجسم آزادی عکس سلفی میگیرند

وقتی ما رفتیم شما هم به ایرانی بودن تان افتخار میکردید
امروز که برگشتیم دیدیدم خیلی از شما اقامت کشورهای غربی را برای خود و خانواده تان گدایی میکنید

وقتی ما رفتیم وعده ی غذای هیئت دولت، نفری یه بشقاب قیمه بود....
امروز که برگشتیم شنیدیم و دیدیم که سفره های میلیونی پهن میشود

وقتی رفتیم شما هم مثل ما پایین شهر زندگی میکردید!!!!!
خبری از بنز ضد گلوله نبود!!!!
فیش های حقوقی میلیاردی کجا بود؟؟؟
اختلاس حرام بود... 
در دفترهای تان به روی خلایق باز بود....
خدمت به خلق..... افتخار بود

راستی دروغ هم........ نمیگفتید!!!!!!

تنها شباهت رفت و آمد ما در یک چیز بود.....
آن روزها بودند کسانی که با ما نمی آمدند و فقط در نمازجمعه شعار جنگ جنگ تا پیروزی سر میدادند
امروز هم که برگشتیم بسیاری غریبه ی ناآشنا دیدیم که ما را به نفع خود مصادره کرده بودند

انگار قرار بود رفت و آمد ما... فقط برای عده ای... منفعت به بار آورد.......


سرتان را درد نمی آوریم.... وقت گرانبهایتان را هم نمیگیریم
کلام آخر اینکه 
قرار بود ما زیر آبی برویم تا ایران آزاد و سربلند بماند
شما زیر آبی میروید که چه بشود؟؟؟؟

دشمن.... سر ما را زیر آب نگه داشت تا غرور ایرانی را خدشه دار کند
مراقب باشید وقتی زیر آب هستید.... مبادا خدا..... گلویتان را فشار دهد....

فردا که ما با ملت ایران رو در رو شویم... خواهیم گفت: شرمنده ایم..... نفسم.. توانم و قدرتم همینقدر بود.....
شما که امروز با مادران و پدران ما مواجه نشدید اما
فردا که با خود ما مواجه شوید...... چه پاسخی خواهید داد؟؟؟؟

دیدار به قیامت....

امروز که انتهای دنیای من است
آغاز تمام آرزوهای من است
بی سر...پهلو شکسته...لب تشنه..غریب
این گونه شهادتی تمنای من است...
******
حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 خرداد 1394 توسط فدایی سید علی
بسم الله...
بهشت خونه ای که...
وقتی صدای اذان توش بلند میشه آقای خونه هر جا باشه خانوم خونه رو صدا بزنه و بگه:
خانوم!کحایی که عشقمون منتظره...وبرای نماز آماده بشن...

بهشت خونه ای که...
وقت نماز خانم خونه به آقاش اقتدا کنه وبعد از نماز آقا با بند انگشت خانومش ذکر بگه...

بهشت خونه ای که...
خانومش همیشه لباسای خوشگل بپوشه،عطر خوب بزنه* فقط*برای آقاش..

بهشت خونه ای که...
وقتی مهمون میاد پذیرایی پای آقای خونه باشه،چون پذیرایی با چادر برای خانوم سخته!...

خونه ای که ...
واسه هر چیزی نظر همو بپرسن
هرشب جمعه با هم راهی هیئت یا گلزار شهدا شن...

بهشت خونه ای که دو نفر عاشق هم باشن
و باهم عاشق خدا...

خدایا همسری نصیبمان کن که ایمانم را تقویت سازد
ومرا به تو نزدیک سازد...




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 خرداد 1394 توسط فدایی سید علی
بسم رب المهدی...


بیاین تو این شبای عزیز هرکسی تو دل خودش یه عهدی با امام زمان(عج)ببنده...
یه قولی بدیم به آقا و  انجامش بدیم...

بیاین به جای زمان ظهور...دنبال زمین ظهور باشیم...
ظهور نزدیکه
حواسمون هست کجاییم ؟؟

این جشن ها برای من آقا نمیشود
با این چراغ ها شب من پا نمیشود
من بیشتر برای خودم گریه میکنم
این جشن ها برای تو برپا نمیشود...

جشن است میان کوچه ها اما تو
در شهر شلوغ میشوی تنها تر....

آنقدر شیطان زمینم زده است
سر زانو هایم خم شده است
به گمانم پسر فاطمه با من قهر است...

یک عمر تو زخم های مارا بستی
هر روز کشیدی به سر ما دستی
شعبان که به نیمه میرسد آقا جان
ما تازه به یادمان میاید هستی...


عیدتون مبارک
کوتاهترین دعا برای بلند ترین آرزو....:

اللهم عجل لولیک الفرج...




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1394 توسط فدایی سید علی
بسم رب المهدی...


767767456464645456456





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1394 توسط فدایی سید علی
بسم الله...
TD6A1303
TD6A1289
TD6A1287
این دفعه هم مثل همیشه عالی بود...همش تو دلم میگفتم جای طرفدارای آقای زمانی واقعا خالیه...
که باشن ببینن صداشون چجوری داره فریاد میشه
باشن ببینن که ایشون بابت کارشون چقد انرژی میذارن
باشن که بشنون صدای جمعیت رو...که همه با هم فریاد میزدن

*عمار داره این خاک...*
*مختار داره این خاک...*

باشن که ببینن اجتماع بچه مذهبی هارو
کاش بودین تا می دیدین فدایی های سید علی رو
و شورو شوق شهادت رو که توشون موج میزد...
آره...
عمار داره این خاک
یا به قول آقای طالب زاده
*حامد داره این خاک*
TD6A1366
منم تونستم یه چندتا عکس زیر پوستی بندازم!
میخواستم بذارم که دیدم عکسای خود سایت رسمی  بهتره...
و اما...
چیزی که برای ما اون روز خیلی ارزش داشت این بود...
آقای زمانی خیلی خسته بودن
برای اجراشون خدایی چیزی کم نذاشتن اما معلوم بود کمی کسالت دارن
و تازه از اجرای عسلویه اومده بودن وقرار بود بلافاصله برن برای تهران...(تازه فرداشم اجرا داشتن..بروجرد!!)
بعد اجرا همه دنبال اون راه مخفیه میگشتن که آقای زمانی میخواستن از اونجا رد شن! وهمه وایسادیم جلوی در پیش ماشینشون...
هی وایسادیم دیدیم نمیان!
مسئولین هم هی میگفتن لطفا برین،آقای زمانی کسی رو نمیبینن،عجله دارن،خستن...
وما هم در کمال خونسردی هم چنان وایساده بودیم

که دیدیم آقای متوسلی وآقای معصوم زاده سوار ماشین شدن رفتن
ما همه در تعجب که آقای زمانی چی شد پس؟؟؟!...
آقای زمانی برای اینکه دل طرفداراشون رو نشکنن ونخوان سریع از بین ما برن واینکه کسی ناراحت نشه...
جلوتر سر خیابون با یه ماشین دیگه ای وایساده بودن که بعد سوار ماشین خودشون بشن
ما که فهمیده بودیم تند تند داشتیم دنبال ماشین میرفتیم
 اما تا رسیدیم آقای زمانی سوار ماشین شدن وحرکت کردن 
پسرا همه دنبال ماشین فریاااااد میزدن آقای زمااانی!
اما بعد نا امید شدن داشتن برمیگشتن که...
ماشین وایساد وآقای زمانی از ماشین پیاده شدن..با اینکه میتونستن برن
بااینکه عجله داشتن،با اینکه خیلی خسته بودن...
این حرکت آقای زمانی برای ما یه دنیاااا ارزش داشت

بله!ما طرفدار همچین کسایی هستیم
 (البته من که حدس میزدم فرصتی برای حرف زدن نمی مونه حرف وپیغام هاتون رو تو یه نامه دادم به آقای معصوم زاده
خیال همه کسایی که تو کامنت  وخصوصی برای آقای زمانی یپیغام داشتن جمع که رسونده شد...)

یا مهدی(عج)






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1394 توسط فدایی سید علی
بسم الله...
سلام
با اینکه قرار بود سنگر مدتی به روز نشه اما مسئله ای پیش اومد که چون از قبل به
همسنگران وطرفداران آقای زمانی
قول داده بودم باید مطرح کنم...
n00010026-r-b-020
ان شاالله به زودی در یکی از اجراهای آقای زمانی به دیدار ایشون شرف یاب میشیم!!
طبق قولی که داده بودم خبرتون کردم...و اما
اگر خواسته،انتقاد،پیشنهاد.. یا دلنوشته ای دارین کامنت بذارین که من به گوش ایشون برسونم

پ.ن:راستی آقای زمانی اعلام کردن که:
من یک نفر از طرفدارام رو به میلیون میلیون طرفدارا ی خواننده های دیگه نمیفروشم وشما باعث افتخار من هستید،چون بخاطر عقایدتون طرفدارم هستین ومیدونم که اگر روزی حامد زمانی از اعتقاداتش برگرده دیگه چنین طرفدارایی رو نخواهد داشت...!

سلامتی استاد صلوات...

یاعلی





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 خرداد 1394 توسط فدایی سید علی

هر لحظه ای که آمد و از من خبر گرفت

حالات سجده های مرا در نظر گرفت

می دید عاشقانه مناجات می کنم

اغلب سراغی از من عاشق،سحر گرفت

نفرین به ضربه ای که نماز مرا شکست

رویم ز ضرب دست یهودی اثر گرفت

پاره شده عبا به تنم بسکه با شتاب

این تازیانه حلقه به دور کمر گرفت

جا خورده دنده ام به گمانم که پهلویم

چون پهلوی مدینه به تیزی در گرفت 

فهمیده بود غیرت ما روی مادر است

با حرف بد قرار مرا بیشتر گرفت

دانستم از چه کودک جامانده حسین

وقت فرار دست خودش روی سر گرفت

در شام دختری که خودش ضربه خورده بود

دامن برای روی کبود پدر گرفت

هر چه شد عاقبت سرم از تن جدا نشد

تشییع پیکرم به زیر دست پا نشد

تیزی نیزه ای نرسیده به حنجرم

سیلی نخورده دختر من در برابرم


.::و لعنة الله علی قوم الظالمین::.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 توسط مجنون المهدی
*یه روز یه ترکه میره میوه فروشی تا کاهو بخره،همه ی کاهو های نامرغوب رو میخره
ازش میپرسن چرا اینکارو کردی؟
میگه:صاحب سبزی فروشی یه پیرمرد فقیره...مردم همه ی کاهوهای خوب رو میبیرن این کاهو ها رو دستش میمونه وبخاطر اینکه کمکی به اون بکنم اینارو میخرم
ایناهم میشه خورد...
(این ترک کسی نبود جز عارف بزرگ اقا سید علی قاضی تبریزی(ره))

*یه روز یه ترکه میره جبهه بعد یه مدت فرمانده میشه،یه روز بهش میگن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها...اجازه بده بریم بیاریمش!
جواب میده:کدوم داداشم؟
اینجا همه داداش من هستن...
اون ترکه تا زنده بود جنگیدو به داداشای شهیدش ملحق شد...
(اون ترکه کسی نبود جز مهدی باکری)

*به یه ترکه گفتن کتابی بنویس
ترکه برای تالیف اون کتاب چهل سال تحقیق ومطالعه کرد وحدود هزار کتاب رو خوند و به صدهزار کتاب هم مراجه ی مکرر داشت!
برای یافتن منابع وتحقیقش تو کتابخونه های هند وترکیه وایران وعراق و...سفرهای متعددی انجام داد وبالاخره یه کتاب 11جلدی نوشت...
(این ترکه کسی نبود جز علامه امینی و اون کتاب هم الغدیر بود...)

*یه روز یه ترکه داشت ذکر میگفت که وسط ذکر گفتنش یه حوری بهشتی باجامی در دست از سمت راست میاد وجام شراب بهشتی رو تعارف میکنه،اما چون ذکر هنوز تموم نشده بود...ترکه به حوری اعتنا نمیکنه!!
وحواسش رو جمع ذکر حق تعالی میکنه...
تا اینکه حوری بالاخره ناپدیدی میشه وترکه  ذکر خدا رو همونطور که استادش گفته بود کامل میکنه
(این ترکه کسی نبود جز...علامه طباطبایی)
 پس از این به بعد موقع مسخره کردن حواسمون باشه چه کسایی رو داریم به مسخره میگیریم

یه روز لره...

لره میشه بهنام محمدی!
اولین شهید 13ساله ی در راه وطن
یه لره میشه آریو برزن فرمانده ی ارتش داریوش
میشه سردار بیبی مریم بختیاری(فرمانده یسپاه بختیاری)
میشه دکتر عبدالحسین زرین کوب!
یه لره هم میشه دکتر ملک حسینی تنها پزشک پیوند کبد در آسیا
یه لره هم میشه بانو قدم خیر رهبر مبارزان عشایر در مقابل انگلیس
یه لره میشه مهرداد اوستا نویسنده وشاعر...
میشه محسن رضایی از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس...
میشه حسین پناهی که یادش همیشه تو دل ایرانی ها زنده میمیونه
میشه کریم خان زند!
میشه علی مردان خان که به رضا خان میگه هر عقابی بخواد تو آسمون این کشور پرواز کنه باید پرهاش رو باج بده...
میشه پرفسور موسیوند وقلب مصنوعی رو اختراع میکنه
میشه قیصر امین پور...
سردار اسعد بختیاری فاتح تهران...
لره میشه آیت الله العظمی بروجردی مرجع بزرگ شیعیان
 میشه پرفسور کرم زاده استاد بزرگ ریاضی
میشه احسان کامرانی استاد دانشگاه هاروارد ومخترع قرنیه مصنوعی چشم!
پرفسور باهر مغز سوم فیزیک جهان
میشه پرفسور جعفر شهیدی...

یه روز یه ترکه...
یه عربه...
یه قزوینیه...
ابادانیه...
اصفهانیه...
شمالیه...
شیرازیه........
مثل مرد جلوی دشمن وایسادن تا کسی نگاه چپ به خاک وناموسمون نکنه
لره.....شهید محمد بروجردی بود
ترکه.......شهید مهدی باکری بود
عربه.....شهید علی هاشمی بود
قزوینیه......
شهید عباس بابایی بود
ابادانیه....شهید طاهری بود
اصفهانیه....شهید همت بود
شمالیه....شهید شیرودی بود
شیرازیه....شهید عباس دوران بود...
بازم بگم؟؟!
همسنگران عزیزم،شرمندم!
به دلیل نزدیک شدن به ماه امتحانات سنگر مدتی به روز نمیشه
امیدوارم موفق باشین
حلال کنید
یاعلی




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 توسط فدایی سید علی
(تعداد کل صفحات:11)      1   2   3   4   5   6   7   ...